امروز در محافل سیاسی و رسانهای، برخی با دامن زدن به هیاهو و موج سواری هدفمند «فردا جنگ میشود» و «آمریکا در حال پیادهسازی نیروست»، عملاً در شیپور دشمن میدمند. تحلیلهای سطحینگری که تلاش میکنند با بزرگنمایی تحرکات رژیم صهیونیستی و ارباب آمریکاییاش، سایه جنگ را بر سر کشور سنگین تر از واقع نشان دهند، بیش از آنکه واقعیتِ میدانی داشته باشد، فرآوردهی کارخانه جنگ روانی و عملیات شناختی نظام سلطه است. واقعیت آن است که آمریکا و سگ نگهبانش رژیم صهیونیستی در منطقه، در بنبست کامل راهبردی گرفتار آمدهاند و جنگ، بیش از آنکه گزینه روی میز آنها باشد، سراب توهمی است که میخواهند با آن ارادهی مسئولان ما را فلج کنند.
۱. جنگ روانی، جایگزین دست_خالی دشمن
آمریکاییها در سه جنگ گذشته در منطقه، هرگاه توان و ارادهای داشتند، از عنصر غافلگیری استفاده کردند؛ فرماندهان و دانشمندان ما را هدف قرار دادند و بیمحابا جنایت کردند. اما امروز که هرچه در چنته داشتهاند رو کردهاند و در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اقتدار تمام در تنگه هرمز و پهنه مقاومت در حال آفند و تحمیل ارادهی خود است، دیگر جرات و توان جنگ تمامعیار را ندارند و خروج از بن بستشان را میسر نکرد. فریاد کشیدن با عربده «مادر بمبها» کسی را نترساند و لشکرکشیهای کاغذی، مصرف داخلی و انتخاباتی دارد. ترامپ و جماعت حاکم بر کاخ سفید دستخالیاند؛ آنها به دنبال یک «توافق صوری و بادکنکی» هستند تا بتوانند در آستانه انتخابات با آن مانور دهند و به افکار عمومی خود بگویند ما جنگ را تمام کردیم! تعهدات آمریکا در طول تاریخ کثیف این کشور، چه در برجام و چه بیرون از آن، کاغذپارهای بیش نبوده و این توافق احتمالی نیز اگر از سر وادادگی امضا شود، پیش از نقش بستن جوهر آن روی کاغذ، آن تفاهم نامه مرده است.
۲. نقشهی رسوا و ائتلافِ کوتولههای اروپایی-عربی
نگاهی به نقشهای که اخیراً در برخی جریانهای رسانهای ضدانقلاب از سوی دشمنان به نمایش درآمد، زوایای پنهان این بازی را آشکار میکند. در این نقشه، رژیم صهیونیستی در کنار برخی رژیمهای دستنشانده نظیر عربستان، امارات و جمهوری آذربایجان به عنوان محور همسو معرفی شدهاند. این گماردهها که امروز خود در باتلاق مقاومت اسلامی و ضربات کوبنده انصارالله یمن در هم شکستهاند (به طوری که تأسیسات آرامکو و عمق استراتژیکشان شخم زده شده)، چطور میتوانند سکوی پرتاب جنگی بزرگتر باشند؟
از سوی دیگر، وضعیت اروپا گویای عمق فاجعه در اردوگاه غرب است. اروپا امروز با تورم ساختاری، بحران انرژی، کمبود مواد غذایی ناشی از سیاستهای غلط تحریمی و اعتصاباتی که فرانسه، ایتالیا ، انگلیس و پرتغال را فلج کرده، دست به گریبان است. چنانچه شخصیتهای سیاسی مستقل نیز اشاره کردهاند، اروپا امروز توسط یکسری «کوتولههای سیاسی» اداره میشود که فاقد کوچکترین درک کلان مدیریتی و تاریخیاند (در قیاس با رجال وزینی چون دوگل یا تاچر). این سیستم فرتوت و بحرانزده، فاقد هرگونه بنیه مالی و لجستیکی برای تحمل هزینههای سرسامآور یک جنگ طولانی دیگر در غرب آسیاست؛ جنگی که اگر با شلیک نخستین گلوله آغاز شود، قیمت نفت را به بالای ۱۵۰ دلار رسانده و اقتصاد نیمهجان غرب را یکسره مدفون خواهد کرد.
۳. راهبرد قطعی: ایستادگی در میدان، خنثیسازی با تدبیر
فرمول مواجهه با این جنگ ترکیبی بسیار روشن است: اگر مسئولان نترسند، جنگی اتفاق نخواهد افتاد.
کلید طلایی خنثیسازی توطئههای دشمن، تکیه بر ارادهی آهنین ملت سرافراز و امت مبعوث ایران است که هماکنون در صحنه تجمعات خیابانی حضور دارند و خونخواهی رهبر شهید و آرمانهای انقلاب را فریاد میزنند. دشمن در میدان عمل زمینگیر شده و فقط روی خطای محاسباتی مدیران ما و ایجاد تردید در ارکان تصمیمگیری حساب باز کرده است.
نگارنده بر این باور است اگر دستگاه دیپلماسی و اجرایی کشور مقتدرانه، انقلابی و بدون کوچکترین عقبنشینی با پشتوانه امت مبعوث و جانفدا به راه خود ادامه دهد، دشمن ناچار به عقبنشنی مذلتبار خواهد شد و جنگی رخ نخواهد داد و حتی دشمن برای اصل بقای خود پای بیراهه رفته خود را پس بکشد و به قطع آن از تنگه و منطقه تن دهد. طومار این بحرانسازیهای کاذب با استقامت انقلابی درهم خواهد پیچید و به لطف الهی، رزمندگان اسلام پرچم پیروزی نهایی را بر فراز قلههای عزت خواهند کوبید. شرط لازم، حفظ روحیه تهاجمی در برابر دشمن و بستن راه بر هرگونه سازش فرجامناپذیر است؛ راهی که امام راحل (ره) و قائد شهید حضرت آیت الله خامنه ای ترسیم کرد و رهبر معظم انقلاب با صلابت بر آن پافشاری میکنند.
دکتر محمدتقی امینی
استادتمام دانشگاه و مسئول کارگروه راهبرد و گفتمان جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی












