بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر قالیباف
رییس محترم هیأت مذاکرات جمهوری اسلامی ایران
و جناب آقای دکتر ذوالقدر
دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی
سلام علیکم
احتراماً، حسب اطلاعات واصله از پیامهای منتقلشده به طرف آمریکایی از سوی ایران، مانند پیشنهاد ماده ۱۴ تأمینکننده منافع ایران متناسب با مجاهدت همه عزیزان در این دفاع مقدس نبوده و موجب تحمیل خسارت به ملت مقاوم و بزرگ ایران، مخصوصاً پس از مقاومت تاریخسازشان، میباشد. انذارهای دقیق رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای ایشان در زمینه مقابله با دشمن سفاک و متجاوز برای امنیت بلندمدت ملت ایران ضروری است؛ مخصوصاً که دشمن آمریکایی ـ صهیونی به هیچ قاعدهای پایبند نیست. لذا توجه به این مهم ضامن تضمین پیروزی ملتها و ایران قهرمان خواهد بود.
بر این اساس، حسب وظیفه تاریخی خود را موظف به بیان مسائل زیر میدانم:
1- در تضاد با منافع ملت ایران قرار دارد که باز شدن تنگه هرمز در مقابل رفع محاصره دریایی آمریکا علیه ملت ایران قرار گیرد، و نه صرفاً باز شدن تنگه هرمز در مقابل لغو همه تحریمهای یکجانبه آمریکا در مقابل رفع محاصره دریایی.
لازم است:
- تمام خطوط قرمز تعیینشده در مورد تنگه هرمز از سوی مقام معظم رهبری پس از باز شدن تنگه هرمز رعایت شود؛ از جمله:
- عبور شناورهای غیرنظامی دولت تروریست آمریکا مشروط به پرداخت غرامت تجاوز به ایران باشد.
- مانع عبور هرگونه شناور نظامی و غیرنظامی مربوط به رژیم صهیونی شود.
- ایران از شناورهای غیرنظامی عبوری عوارض دریافت کند.
- مدیریت انحصاری ایران بر تنگه هرمز کاملاً باقی بماند.
2- در پیشنهاد ایران هیچ اشاره صریحی به موضوع پرداخت خسارت و غرامت تجاوز به ملت ایران از سوی دولت تروریست آمریکا نشده است، اما با ذکر لحاظ یک صندوق با سرمایه ۳۰۰ میلیارد دلار. این برنامه مورد توافق ایران و آمریکا نمیتواند خسارتهای ایران را جبران کند، زیرا آمریکا میتواند هم از جهت تأمین منابع و هم از جهت مصرف منابع خلل ایجاد کرده و شروطی را مطرح کند یا در مسیر مصارف ملی دخالت نماید که مغایر قاعده نفی سبیل است.
3- در مورد رفع تحریمها:
اولاً، به قول رؤسای جمهور آمریکا، بهویژه ترامپ، نمیتوان بهطور مطلق در برداشتن تحریمهایی که با دستورات اجرایی وضع شدهاند اعتماد کرد.
ثانیاً، بسیاری از تحریمها با مصوبه کنگره آمریکا علیه ملت ایران وضع شدهاند و بدون مصوبه کنگره لغو نخواهند شد.
ثالثاً، با قطع نظر از دو نکته فوق، چرا رفع تحریمها مقید به «تحریمهای فعلی» شده است؟ این امر مستلزم آن است که دولت تروریست آمریکا میتواند در آینده هر نوع تحریمی علیه ملت ایران وضع کند.
4- با کمال تعجب در بخشی از پیشنهاد ایران آمده است که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند که تمامی موضوعات مربوط به هستهای، از جمله تعهد به عدم ساخت سلاح هستهای، غنیسازی و مواد غنیشده با درصد بالا را حلوفصل نمایند.
این بند کاملاً در تضاد با منافع ملت ایران است، زیرا:
اولاً، اشاره به «تمامی موضوعات مربوط به هستهای» شامل همه ابواب مرتبط با موضوع هستهای است؛ از جمله پزشکی، کشاورزی، تولید برق، شیرین کردن آب و ... . آیا این موضوعات نیز باید با آمریکا مذاکره و حلوفصل گردد؟ معنای این سخن آن است که تمامی موضوعات غیرنظامی هستهای باید با موافقت دولت تروریست آمریکا و حلوفصل با این دولت در ایران وجود داشته باشد.
ثانیاً، ایران عضو NPT است و مطابق ماده چهارم آن حق دارد تحقیق، توسعه، تولید و بهرهبرداری صلحآمیز از صنعت هستهای داشته باشد. بر این اساس، چرا ایران باید اعمال این حقوق را از آمریکا طلب کند و با مذاکره با دولت تروریست آمریکا به دست آورد؟ آیا کسب موافقت آمریکا در این امور از موضوعاتی است که در NPT آمده است؟
توجه به این موضوع لازم است که آمریکا در این جنگ نتوانست به خواستههای خود دست یابد و رسیدن دشمن به آنچه که در جنگ نتوانسته به دست آورد، امری غیرمعقول و غیر استراتژیک است.
5- با کمال تعجب ایران پیشنهاد داده است تا زمان توافق نهایی (که حصول آن ظرف ۶۰ روز اما قابل تمدید است):
اولاً، وضعیت صنعت هستهای ایران به صورت موجود باقی باشد؛ یعنی ایران حق غنیسازی نداشته و نیز سایتهای تخریبشده خود را بازسازی نکند.
ثانیاً، همه تحریمهای آمریکا علیه ملت ایران باقی باشند.
ثالثاً، نیروهای آمریکا در منطقه باقی باشند.
6- هیچ تضمین عملی بر اجرای تعهدات آمریکا در این توافق وجود ندارد و ذکر این توافق در قطعنامه بهاصطلاح الزامآور شورای امنیت موجب هیچ ضمانتی نبوده و طرف بدعهد آمریکایی بدون انجام تعهدات خود بهراحتی میتواند از توافق خارج شود؛ کما اینکه توافق برجام مورد تأیید همه اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته و نیز در قطعنامه الزامآور ۲۲۳۱ شورای امنیت ذکر گردید، اما رئیسجمهور تروریست آمریکا، ترامپ، از آن خارج شد و به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرد.
از این رو، ضمن حمایت از برخی بندهای مطلوب پیشنهادات تهیهشده توسط تیم مذاکراتی، موکداً توصیه میشود برای تضمین اجرای تعهدات از سوی طرف آمریکایی در این توافق نکات زیر ذکر گردد:
- در صورت عدم اجرا یا سوء اجرای جزئی یا کلی توافق از سوی طرف آمریکایی، ایران مجاز است که تنگه هرمز را کاملاً مسدود کند.
- در صورت عدم اجرا یا سوء اجرای جزئی یا کلی توافق از سوی طرف آمریکایی، ایران میتواند در هر نقطه در داخل جمهوری اسلامی ایران و در هر سطحی به غنیسازی پرداخته و آن را ذخیره کند.
- قبل از شروع اجرای تعهدات از سوی ایران، آمریکا ملزم است متن توافق را به تصویب کنگره برساند.
- قبل از شروع اجرای تعهدات از سوی ایران، آمریکا ملزم است که تمام اضلاع مقاومت یعنی حزبالله، گروههای مقاومت عراق، انصارالله یمن، حماس و کرانه باختری را از لیست گروههای تروریستی خارج کند تا آمریکا و رژیم صهیونی نتوانند با هر بهانهای به آنها حمله کنند.
با توجه به این نکته که دولت تروریست آمریکا با بهانههای مختلف میتواند حصول توافق نهایی را برای مدت طولانی به تأخیر بیندازد، روشن است که ایران بازنده کامل و دولت تروریست آمریکا برنده کامل این توافق خواهد بود؛ زیرا هدف آمریکا از این توافق ارزان شدن قیمت سوخت، غلبه بر اعتراضات داخلی آمریکا، پیروزی در انتخابات آینده، حفظ تحریمها علیه ملت ایران، حفظ نیروهای خود در منطقه و آمادگی کامل برای حمله مجدد به ایران است. لذا ضرورت دارد عنصر زمان در این فرآیند به نحوی دیده شود که به نفع دشمن متجاوز نباشد.
ضمناً در مذاکرات باید به این نکته مهم توجه شود که جمهوری اسلامی ایران بعد از جنگ تحمیلی سوم بهگونهای ظاهر شده است که تداعیکننده «یک ابرقدرت» است. از این رو نباید در مذاکرات بهعنوان طرفی ظاهر شود که تداعیکننده جمهوری اسلامی ایران قبل از جنگ رمضان بوده و برای دشمن این تصور را ایجاد کند که محتاج به عنایات دشمنانش، از جمله دولت تروریست آمریکا، است.
به نظر میرسد تأکید بر شناسایی متجاوز در این توافق از ضروریات غیرقابل کتمان باشد.
بر این اساس، چه بسا ضرورتی برای توافق نباشد. لازم است نظام و نیز ماده ۱۹ بیانیه شورای عالی امنیت ملی مورخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ متضمن خطوط قرمز تعیینشده باشد.
به امید پیروزی نهایی ملت بزرگ ایران بر دولت تروریست آمریکا و رژیم صهیونی.
سید محمود نبویان
۱۴۰۵/۳/۴












