«بسمه تعالی»
بیانیه جامع جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی در اقتدا به پیام رهبر معظم انقلاب بمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران
جایگاه رفیع ملت سلحشور و جانفدای ایران در مسیر ایستادگی و فداکاری، امروز به مرتبهای از اعتبار و اعتماد رسیده است که میتواند تجلیبخشِ اسم «منتقم» در خونخواهی قائد شهید و حلقه نورانی شهیدانِ عروجیافته باشد. این ملت برخاسته از مکتب وحی و انقلاب اسلامی، خود را برای به عهده گرفتن مسئولیتهای بزرگ و عبور از حاکمیت ابلیسی و اپستینی غرب به میدان آورده است.
پیام عمیق ، دوراندیشانه و پرصلابت رهبر معظم انقلاب در ۱۸ تیر، افق تازهای از ظرفیتهای بیکران «امت مبعوث»را پیش روی ما گشود. در وداع و تشییع باشکوه امام شهید، ملت ایران و عراق با پرچم سرخِ «یا لثارات الحسین»و با تأسی به ندای امام امت، در یک کلام همصدا شدند: « ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بنده ی صالح خدا» ما با تو عهد میبندیم تا با نام مقدس «منتقم» ، اساس و بنیان نظام شیطانی استکبار، سلطه آمریکا، صهیونیسم و همپیمانانشان را با انرژی متراکم آزادگان عالم در هم بکوبیم.
شکوه و عظمت استقبالِ ملتها از مکتب امام کبیر (ره) و امام شهید، حقایقی را عیان ساخت که اگر گسترهی این تشییع در سایر کشورهای مسلمان و آزاده نیز میسر میشد، بیشک عمق شوق انگیزِ ارادت جهانیان به ظهور منجی عدالتگستر را به نمایش میگذاشت و صحنهای درخشان از مجاهدت و وفای به عهدِ «الست» پدید میآورد.
بر این اساس جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی تأکید میکند آنچه در پیام رهبر معظم انقلاب تجلی یافت، صرفاً یک مرثیهی عاطفی در فراق عزیزان نیست؛ بلکه ابلاغ یک مأموریت مستمر، تمدنی و ساختارساز به تمامی ارکان نظام اسلامی برای انتقام و خونخواهی قائد شهید است. این پیام، فراخوانی است برای درهم تنیدن و امتزاج «عزا» به « اقدام انقلابی و راهبردی» . جمعیت جانبازان، با درک پیوند میان خون شهید و مأموریت تمدنیِ مکتب اسلام ناب، برخاستنِ مظلومانِ عدالتخواه و فروپاشیِ هیبتِ مدعیانِ قدرت جهانی را، در پیِ عزمِ راسخِ امتِ مبعوث برای تحقق شعار راهبردی «یا لثارات»، فرصتی بیبدیل ، بازدارنده و ضروری برای بازخوانی ابعاد سخت و نرم این شعار میداند.
از این رو، جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی، برای تبدیل این «میثاق الهی» به «واقعیتِ ساختاری»، تمامی دستگاههای حاکمیتی را به بازتعریف اقدامات و تلاش های خود در این راستا و جانفدایی برای نتیجه بخشی آن فرامیخواند:
۱. گذار از «حرف درمانی» به «پاسداری از مکتب حسینی»
« او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید.» رهبر عزیزمان در این پیام با تکرارِ فعل «حسینی»، از «حسینی اندیشیدن» تا «حسینی خون دادن»، تاکید می کنند که در مکتب شهید، هیچ دوگانه ای وجود ندارد. یعنی نمیشود «حسینی اندیشید» اما «لیبرال زیست»، یا «حسینی ادعای جهاد کرد» اما «عافیتطلبانه مدیریت کرد». یا در فرازی دیگر که فرمودند: «با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم» یعنی مسئولان نباید اجازه دهند شهید، صرفا به یک جایگاه مناسبتی، تبلیغاتی یا تشریفاتی تقلیل یابد. وظیفه اصلی، حفظ و صیانت از مکتب، روش، منطق، روحیه، هندسه فکری و سبک مجاهدت حسینی آقای شهید ایران است؛ مکتبی که بر محور اخلاص، صراحت، دشمنشناسی، ولایتمداری و ایستادگی در برابر جبهه باطل استوار است. تمام ظرفیتهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای باید در خدمتِ زنده نگه داشتنِ «منطقِ رفتاری» امام شهید قرار گیرد، نه فقط نام او.
۲. التزام به «طریق مستقیم» و نفی سلیقهگرایی
وقتی تعبیر میشود: «آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم» طی طریق با تفسیرهای سلیقهای، مصلحتگراییهای منفعلانه، محافظهکاری اداری و عقبنشینی در برابر فشارهای دشمن، قابل پیمودن نیست. مسئولان موظفاند سیاستگذاری و تصمیمگیری خود را دقیقاً بر مدارِ ترسیمشده توسط ولی فقیه و راه شهیدان انقلاب تنظیم کنند و از هرگونه تحریف در ادبیات و اهداف راهبردی بپرهیزند تا دچار خطای محاسباتی و شرطیشدن در برابر دشمن نشوند. آنان باید با عبرتگیری از دور باطلِ «جنگ - آتشبس - مذاکره» در سوابقِ نظام سلطه، به این حقیقتِ راهبردی واقف باشند که پاسخِ ما به تجاوز، لزوماً محدود به مقابلهبهمثل نیست؛ بلکه دکترین «نبرد نامتقارن»، دستِ ما را برای انتخابِ گزینههایی دردآورتر و پرهزینهتر برای دشمن، کاملاً باز میگذارد.
۳. مبارزه با «روحیه ملاحظهکار و هزینهگرا»
این فراز از پیام ۱۸ تیر که «در این راه از سختیها نهراسیم» ، تازیانهای است بر روحیه مدیریتِ زمین گیر ، رفاهزده و «نمیشود، نمی گذارند ونمیتوانم». راه امام شهید، با مدیریتهایی که اسیر ترس از هزینه، فشار روانی دشمن یا محاسباتِ مصلحتیِ زودگذر میشوند، ادامه پیدا نمیکند. مسئولان باید با برداشتن خاکریزها از روحیه آسایشطلب عبور کرده و با استقامت در مسیر حق، از سختیها نهراسند.
۴. پیوند «تدبیر اجرایی» با «یقین به مدد الهی»
این فراز که فرمودند «همچون شما به بشارات و وعدههای الهی دل ببندیم» گویای این معناست که در مسیر انقلاب، نباید میان عقلانیت مدیریتی و ایمان به وعدههای الهی دوقطبی سازی ایجاد شود. هرگونه تصمیمسازی که تنها بر محاسبات مادی و خشکِ روزمره استوار باشد و از «بشارتها و وعدههای الهی» چشمپوشی کند، در بزنگاههای تاریخی دچار تردید، انفعال و عقبنشینی خواهد شد. مدیریتِ نظام، مدیریتِ جمعِ میان «تدبیر ، توکل و مجاهدت» است. مسئول باید هم اهل تدبیر باشد، هم اهل یقین.
۵. تبدیل «مطالبه انتقام» به «راهبرد ساختاری و مستمر»
عبارت: «این انتقام، خواست ملت ما است و به طور حتمی باید صورت بگیرد» یعنی انتقام خون شهیدان، واکنشی احساسی یا مقطعی نیست؛ بلکه یک تکلیف الهی، قطعی، ملی ، تاریخی و بازدارنده است. مسئولان ذیربط موظفاند این مأموریت را در تمامی ابعاد حقوقی، امنیتی، اطلاعاتی، رسانهای، بینالمللی و عملیاتی و رصد کردن رشد و شتاب آن دنبال کنند. نباید اجازه داد این مطالبهی بزرگ، در هیاهوی روزمرگیها یا مصلحتسنجیهای بیروح، به شیر بی یال و دم تغییر هویت یابد و به فراموشی سپرده شود.
۶. نهادینهسازی انتقام مقدس؛ فراتر از اشخاص و دورهها
همانگونه که رهبر معظم انقلاب تصریح فرمودند:« ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد » این مأموریت متوقف بر وجود شخص خاص یا مسئولان فعلی نیست. لذا، تمامی قوا و دستگاهها و در راس آن نهاد قانون گذاری موظفاند این مسیر را از سطحِ وابستگی به افراد، به سطحِ ساختار، سامانه، تربیت نیرو و تداوم نهادی ارتقا دهند تا از بعثت شوق انگیز ملت ایران عقب نمانند . هرگونه شخصیسازی یا مقطعیسازیِ مأموریت انتقام ، مغایر با روحِ ماندگاریِ مکتب خونخواهی امام شهید است.
۷. سازماندهی «جبهه جهانی آزادگان» و نگاه فراسرزمینی
آنگاه که ایشان فرمودند :« بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد. » پس مسئولان باید نگاه خود را از مرزهای جغرافیایی فراتر برده و ظرفیتهای بالقوه و بالفعل آزادگان از میان ملتها را در قالب یک سازماندهی مشخص، به سوی تحقق انتقام مقدس هدایت کنند. وظیفه دستگاههای دیپلماسی عمومی، رسانهای و نهادهای انقلابی است که «شبکه جهانی آزادگان» را شناسایی، تقویت و همافزا کنند تا جبهه مقاومت بدون مرز، ماهیتی فراقومیتی و جهانی مستقل از دولتها پیدا کند.
۸. بازتعریف نقش دستگاهها بر اساس «جهاد تبیین و اقدام»
مسئولان اگر این پیام را فقط در چارچوب یک پاسخ محدود امنیتی یا نظامی بخوانند، نصف ماجرا را نفهمیدهاند. این پیام، فراخوانی برای حرکت است و هر دستگاهی باید نسبت عملیاتی خود را با این مأموریت روشن کند:
- آموزش و پرورش ، حوزه علمیه و دانشگاه: در تربیت نسل مقاوم و تولید نظریه مقاومت و عدالت بر مبنای معارف دینی.
- رسانه و نهادهای فرهنگی: در تبیین چهره جنایتکار دشمن ، منطق انتقام و زندهنگهداشتنِ روحِ عهد و استقامت.
- دستگاه قضایی و دیپلماسی: در پیگیری حقوقی جنایتها و فعالسازی ظرفیتهای ملتهای آزاده.
- نهادهای اطلاعاتی ، امنیتی و دفاعی: در طراحی پاسخهای مستمر، قاطع و بازدارنده.
۹. پاسخگویی به مطالبه عمومی امت مبعوث برای انتقام
مردم حق دارند از همه بخشهای مسئول حاکمیتی، به جای اظهار همدردیِ صرف، «برنامه، زمانبندی، اقدام و نتیجه» مطالبه کنند. عهد با خون امام شهید، بدون ترجمه به برنامههای اجرایی و ساختارهای عملیاتی، و صرف چند توییت و پیام ، چیزی جز تکرار الفاظِ بیروح نخواهد بود.
۱۰. تغییر دکترین دفاعی به تهاجم فعال در پاسخ به تهدید رأس خیمه انقلاب
مسئولان و فرماندهان عزیز نظامی و امنیتی باید بدانند که حفظ جان و جایگاه ولیامر، خط قرمز بدون بازگشت امت است. در شرایطی که دشمن زبون دست به تهدید ترور علیه عمود خیمه نظام میزند، پاسخ ما نباید در سطح تدافعی یا متناسب باقی بماند. کارگزاران موظفاند همسو با مطالبه بحق مردم در بیش از ۱۳5 شب تجمع شبانه خیابانی، با طراحی عملیاتهای پیشدستانه، عمیق و دردآور در جغرافیای منافع دشمن، هرگونه توهم طراحی شوم را از مغز متفکر استکبار سلب کنند؛ چرا که صیانت از ولایت فقیه، صیانت از عمود خیمه تمدن اسلامی است.
جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه خونِ مطهرِ قائد شهید، مبدأ یک عملیات تمدنیِ مستمر است و اعلام میدارد که عبور از این پیچ تاریخی جز با بازسازیِ انقلابیِ ساختارها بر مدار «مکتب حسینی» و خروج از پیلهی انفعال و عافیتطلبی ممکن نخواهد بود. ما جانبازان و خانواده معظم شهدا به عنوان صاحبانِ کارنامه ایثار و طلایهداران این میثاق الهی، صراحتاً اعلام میداریم که هرگونه تعلل، مصلحتسنجیِ هزینهتراش و تقلیلِ «مطالبه قطعی انتقام» به شعارهای بیروح، بازی در زمین دشمن است. امروز حاکمیت و کارگزاران نظام در معرض یک آزمون بزرگ تاریخیاند؛ یا همگام با جوشش بیکرانِ «امت مبعوث» و خروش مؤمنانه کف خیابانها، دکترین تهاجم فعال و پشیمانکننده را علیه کانونهای تهدیدِ خیمه انقلاب عملیاتی خواهند ساخت، یا در پیشگاه تاریخ و دادگاه خون شهیدان پاسخگوی تعلل خود خواهند بود. جانبازان امت تا آخرین قطره خون و آخرین توان خود، متکی به آموزه های سوره فتح به توصیه امام شهید ، دیدهبانِ بیدار و مطالبهگرِ پایبندی به این پیمان مقدس در پهنه عمل خواهند ماند، چرا که برای تحقق وعدهی صادقِ الهی ، اکنون بیش از هر زمان دیگر، باید برخاست.












