حاکم موظف است گوش شنوای مردم باشد، عیبپوشی کند، از سخنچینی بپرهیزد و میدان را برای نقد دلسوزانه باز بگذارد...
حکمرانی علوی علاج بحرانهای امروز
صدیقه شاکری
بسیاری از مشکلات امروز کشور، ریشه در ضعف حکمرانی و فاصله گرفتن از معیارهای عدالت دارد؛ معیاری که در نهجالبلاغه بهصورت روشن و عملی ترسیم شده است . در آغاز سخن برای ورود به کتاب گران سنگ نهج البلاغه مناسب است از منظر رهبر معظم انقلاب اشارهای به اهمیت و جایگاه این کتاب داشته باشیم و بخشهایی از بیانات ایشان در این زمینه را مرور کنیم.
بسیاری از مشکلات امروز کشور، ریشه در ضعف حکمرانی و فاصله گرفتن از معیارهای عدالت دارد؛ معیاری که در نهجالبلاغه بهصورت روشن و عملی ترسیم شده است . در آغاز سخن برای ورود به کتاب گران سنگ نهج البلاغه مناسب است از منظر رهبر معظم انقلاب اشارهای به اهمیت و جایگاه این کتاب داشته باشیم و بخشهایی از بیانات ایشان در این زمینه را مرور کنیم.
مقام معظم رهبری در سال ۱۳۵۳، در حالی که ۳۴ سال از عمرشان میگذشت، در مسجد امام حسن مجتبی علیهالسلام در مشهد ـ واقع در بازار سرشور ـ جلساتی را با محوریت نهجالبلاغه برگزار کردند. ایشان در آن جلسات تصریح داشتند که قصد دارند نهجالبلاغه را «بدون شرح و تفسیر» قرائت کنند و تأکید میکردند که اگر ملت ما با ظاهر نهجالبلاغه انس بگیرند، دیگر نیازی به واسطهگریهای پیچیده نخواهد بود.
این جلسات به مدت شانزده جلسه ادامه داشت، اما در نهایت با تعقیب ساواک مواجه شد و تعطیلی آن جلسات رقم خورد.در سال ۱۳۵۹، زمانی که ایشان ۴۱ ساله بودند و مسئولیتهایی در نظام جمهوری اسلامی بر عهده داشتند، این نکته را مطرح کردند که دوران حکومت ما شباهتهایی با دوران حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد و از همین رو، نهجالبلاغه میتواند راهنما و کلید حل بسیاری از مشکلات جامعه باشد.حضرت ایشان در سال ۱۳۷۹، در سخنرانی دانشگاه صنعتی شریف ایراد کردند، خطاب به دانشجویان فرمودند: اهل فضل و تحقیق، پژوهشهای تخصصی خود را انجام دهند، اما شما منتظر آنها نمانید؛ خودتان بروید و نهجالبلاغه را بخوانید. این تأکید، ناظر بر نقش مستقیم و بیواسطه نهجالبلاغه در تربیت فکری و اخلاقی نسل جوان بود.
در تابستان سال ۱۳۹۷ نیز جمعی از جوانان فعال در حوزه کاریکاتور و گرافیک به دیدار رهبر انقلاب رفتند. در آن جلسه، یکی از جوانان از پیچیدگی شرایط و دشواری تشخیص اولویتها سخن گفت. مقام معظم رهبری در پاسخ فرمودند: اگر میخواهید اولویتشناسی شما عمیق شود، با نهجالبلاغه انس بگیرید. این توصیه، بار دیگر جایگاه نهجالبلاغه را در فهم درست مسائل زمانه برجسته میکند.در بیانی دیگر، ایشان به یکی از مشکلات مهم مدیریتی اشاره کرده و فرمودند: امروز یکی از اساسیترین مشکلات ما، فهم مخاطب است. گاهی به همکاران یا مسئولان گفته میشود کاری را انجام دهند؛ همه تأیید میکنند و «بله» میگویند، اما وقتی از جلسه خارج میشوند، عملاً کاری انجام نمیشود.
این سخن، اگرچه در خطاب به دولت مطرح شد، اما ناظر به یک آسیب عمومی است؛ اینکه تأیید زبانی وجود دارد، اما باور عمیق شکل نگرفته است. ایشان تأکید کردند که نهجالبلاغه در زمینه ایجاد باور، راهگشاست و میتواند این فاصله میان گفتار و عمل را کاهش دهد. همچنین سفارش کردند که این پیام، بهویژه به جوانان منتقل شود.در سال ۱۴۰۰، زمانی که شهید آیتالله رئیسی در روزهای ابتدایی مسئولیت ریاستجمهوری خود به دیدار مقام معظم رهبری رفتند، ایشان توصیهای صریح و مهم داشتند و فرمودند: نهجالبلاغه، بهویژه نامه مالک اشتر را، بسیار جدی بگیرید.امروز نیز ما با همین دیدگاه، به سراغ نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمدهایم؛ نامهای که در تفاسیر با عنوان «عهدنامه مالک اشتر» شناخته میشود.
مقام معظم رهبری درباره این نامگذاری نکتهای قابل تأمل دارند و میفرمایند: «این نامه، عهدنامه به معنای رایج آن نیست؛ این یک فرمان حکومتی است؛ دستور اداره یک جامعه، با همه لوازم آن.» (۶ شهریور ۱۴۰۳) . میتوان گفت این نامه حاوی فرامینی است که مسئولان چند بار، آن را با دقت مطالعه کنند.این متن از نامههای مفصل نهجالبلاغه است که امیرالمؤمنین علیهالسلام آن را برای مالک اشتر نخعی نگاشتند؛ زمانی که ایشان را به فرمانداری مصر منصوب کردند. در آن مقطع، وضعیت اداره مصر ـ که پیشتر تحت خلافت محمد بن ابیبکر بود ـ دچار تزلزل شده بود. حضرت به این جمعبندی رسیدند که لازم است فرماندار تغییر کند و فردی با سابقه، تجربه و صلابت بیشتر جایگزین شود.
از این رو، مالک اشتر را برای این مسئولیت برگزیدند.هرچند مالک اشتر هرگز به مصر نرسید و در مسیر، بهدست عوامل معاویه مسموم شد و به شهادت رسید، اما این فرمان حکومتی باقی ماند و در طول تاریخ، مورد توجه و استفاده قرار گرفت.نکتهای که در این زمینه قابل تأمل است، توجه اندیشمندان غیرمسلمان به شخصیت و کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
از جمله، نویسنده و اندیشمند مسیحی، جورج جرداق، که در کتاب معروف خود با عنوان «الامام علی، صوت العدالة الانسانیة» به جایگاه عدالتمحور و انسانی امام علی علیهالسلام پرداخته و این میراث فکری را فراتر از مرزهای دینی و مذهبی مورد تحلیل قرار داده است.نهجالبلاغه صرفاً کتابی اخلاقی یا مجموعهای از خطابههای تاریخی نیست، بلکه متنی زنده و راهبردی برای فهم سازوکار اداره جامعه و انسان است؛ متنی که اگر درست خوانده شود، میتواند بسیاری از گرههای فکری و عملی امروز را بگشاید.
ساختار این پنجاه فرمان حکومتی بهگونهای است که از هدفگذاری کلان آغاز میشود و تا جزئیترین سطوح اداره جامعه پیش میرود. در همان آغاز، مأموریت حاکم در چهار محور اساسی تعریف میشود: ساماندهی اقتصاد عمومی از طریق خراج، دفاع از سرزمین در برابر دشمن، اصلاح اخلاقی و اجتماعی مردم و آبادانی و عمران. این چهار محور، تصویری روشن از حکمرانی متوازن ارائه میدهد؛ حکمرانی که نه در اقتصاد خلاصه میشود، نه در امنیت، و نه در موعظههای اخلاقیِ منفک از واقعیت.در ادامه خطبه تأکید مکرر بر تقوا، مبارزه با هوای نفس و پرهیز از غرور ناشی از قدرت، نشان میدهد که از منظر امیرالمؤمنین، بحران اصلی حکومتها نه کمبود ابزار، بلکه لغزش درونی حاکمان است.
قدرت اگر مهار نشود، به سرعت عدالت را قربانی میکند. از همین رو، عدالت و انصاف نه بهعنوان یک فضیلت تزئینی، بلکه بهمثابه ستون اصلی پایداری حکومت معرفی میشود؛ ستونی که بیتوجهی به آن، به تغییر نعمتها و فروپاشی مشروعیت میانجامد.یکی از نکات محوری این فرمان، تقدم رضایت عمومی بر خواست گروههای خاص است. در منطق علوی، مشروعیت از متن جامعه میجوشد، نه از حلقههای محدود قدرت.
حاکم موظف است گوش شنوای مردم باشد، عیبپوشی کند، از سخنچینی بپرهیزد و میدان را برای نقد دلسوزانه باز بگذارد. مشورت، جایگاهی اساسی دارد، اما نه با هر کسی؛ پرهیز از مشورت با بخیلان، ترسویان و دنیاپرستان، هشداری دقیق درباره تأثیر مخرب روحیات فردی بر تصمیمهای جمعی است.
در این منظومه فکری، کارگزاران، قضات، فرماندهان نظامی، دبیران، بازرگانان و صنعتگران هر یک جایگاه و ضوابط مشخص دارند. نظارت مستمر، تأمین معیشت مسئولان برای جلوگیری از فساد، شفافیت در قضاوت، مبارزه با احتکار و رانت، و توجه همزمان به تولید و توزیع عادلانه، تصویری جامع از حکمرانی مسئولانه ترسیم میکند. در کنار همه اینها، تأکید ویژه بر اقشار محروم، یتیمان، سالمندان و کمدرآمدها نشان میدهد که عدالت اجتماعی در نگاه علوی، شعاری کلی نیست، بلکه برنامهای عملی و دائمی است.فرمان حکومتی مالک اشتر حتی به تنظیم وقت ملاقات عمومی، فاصلهنگرفتن طولانی از مردم، چگونگی برخورد با دشمنان، پرهیز از خونریزی غیرمجاز، وفاداری به عهدها و قراردادها و پرهیز از منتگذاشتن بر رعایا نیز میپردازد.
این سطح از دقت و جامعیت، سبب شده است که متفکرانی خارج از جهان اسلام نیز به عظمت این متن اذعان کنند. مقایسهای که میان این فرمان و اعلامیه جهانی حقوق بشر صورت گرفته، نه از سر اغراق، بلکه بر پایه اشتراکات بنیادین در کرامت انسانی، عدالت و حقوق اجتماعی است؛ با این تفاوت مهم که در متن علوی، عاطفه انسانی و مسئولیت اخلاقی حاکم، حضوری پررنگتر دارد.
این فرامین با دعا و طلب توفیق و شهادت به پایان میرسد؛ گویی امیرالمؤمنین علیهالسلام میخواهند یادآور شوند که اوج حکمرانی، نه در ماندن بر قدرت، بلکه در صداقت، خدمت و آمادگی برای فداکاری است












