Main menu

یادداشت

مدعیان عقلانیت در بن‌بست محاسباتی
در روزگاری که انبوهی از صداها، تحلیل‌ها و رجز خوانی های پرهیاهو فضای رسانه ای را احاطه کرده است، بازگشت هوشمندانه به «میثاق ملی»، «هویت دینی» و «عقلانیت تاریخی» آگاهی واقع بینانه است.
همان‌گونه که در ژرف های سخن امام جامعه می یابیم که اختلاف ایران و آمریکا نه بر سر یک موضوع مقطعی، بلکه اختلافی ریشه‌ای، هویتی و تمدنی است؛ اختلافی بر سر استقلال، عزت، ایمان و اراده یک ملت در برابر منطق سلطه.
مردمی که پیوند خود را با رهبری و این میثاق عمیق حفظ می‌کنند، نه در برابر فشارهای بیرونی دچار فروپاشی می‌شوند و نه در تلاطم‌های درونی راه را گم می‌کنند.آنچه امروز بیش از هر زمان به آن نیاز داریم، نگاهی جامع و متوازن است؛ نگاهی که هم ساحت معنوی انسان را می‌بیند و هم واقعیت‌های پیچیده میدان سیاست، قدرت و تقابل‌های جهانی را با عقلانیتی واقع‌بینانه و به‌دور از هیجان تحلیل می‌کند.
تجربه تاریخی ملت ایران به‌روشنی نشان داده است که اعتماد به قدرت‌های سلطه‌گر، نه امنیت می‌آورد و نه رفاه و عزت؛ بلکه وابستگی، تحقیر و فشار مستمر را بازتولید می‌کند. این حقیقت، حاصل دهه‌ها آزمون پرهزینه است، نه یک داوری احساسی یا شعاری.
پیوند ایمان آگاهانه با عمل اجتماعی، در تاریخ معاصر ایران به شکلی عینی متجلی شده است. انقلاب اسلامی صرفاً جابه‌جایی قدرت سیاسی نبود؛ بلکه تجلی نگاهی توحیدی به سیاست، مقاومت و کرامت انسانی بود. به تعبیر رهبر انقلاب، مقاومت یک واکنش احساسی یا لجاجت سیاسی نیست، بلکه یک راهبرد عقلانی، مبتنی بر شناخت دشمن و تجربه تاریخی ملت‌هاست. از همین رو، ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی آمریکا نه به معنای انکار عقلانیت، بلکه عین عقلانیت و واقع‌بینی است.امروز نیز آینده از آنِ ملتی است که با حفظ وحدت، صبر فعال و اعتماد به ظرفیت‌های درونی، مسیر استقلال و پیشرفت را با آرامش، هوشیاری و امید ادامه می‌دهد؛ ملتی که می‌داند عزت، خریدنی نیست و امنیت، ارمغان ایستادگی آگاهانه استدر تحلیل شرایط کنونی، به‌ویژه پس از رخدادهای امنیتی، جنگ‌های محدود و تنش‌های منطقه‌ای، باید از نگاه ساده‌انگارانه پرهیز کرد. تقابل میان ایران و جبهه آمریکایی صهیونیستی، تقابلی مقطعی یا صرفاً تبلیغاتی نیست، بلکه بخشی از یک نزاع آرمانی، تاریخی، عدالت خواهانه و ساختاری است که ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی، نظم جهانی و رسانه‌ای را، هم‌زمان در بر می‌گیرد. در این میان، تلاش نظام سلطه برای ایجاد ناآرامی در ایران اسلامی، بخشی از همان پازل فشاری است که در میدان نظامی و جنگ ۱۲ روزه و پس از آن به نتیجه نرسیده و اکنون با لشگرکشی پرهزینه از مسیر اغتشاش، «هرج و مرج» و پروژه براندازی پیگیری می‌شود. با این حال، واقعیت این است که عنصر غافلگیری، که در بسیاری از عملیات‌های نظامی گذشته نقش کلیدی داشته، چهره های جدیدتری به خود گرفته است.
آمادگی، هوشیاری و بازسازی توان دفاعی و آفندی، شرایط را به‌گونه‌ای تغییر داده که تصمیم‌گیری صرفا برای اقدام نظامی بدون محاسبه پیوند مردم با حاکمیت پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر از گذشته شده است.در سطح بین‌المللی نیز اتحاد آمریکایی صهیونیستی محدودیت‌های خاص خود را برای نقش آفرینی در این رویارویی پرخطر پیشرو دارند. شکاف‌های سیاسی، فشارهای اقتصادی، چالش‌های اجتماعی و ملاحظات انتخاباتی، همگی عواملی هستند که امکان تکرار ورود آمریکا به یک درگیری پرهزینه جدید را کاهش می‌دهند. افزون بر این، شرایط منطقه‌ای و نگرانی کشورهای همسایه از گسترش بحران و بی‌ثباتی، مانعی جدی در برابر شکل‌گیری اجماع برای یک ماجراجویی نظامی تازه است.
تجربه نشان داده است که هرگونه درگیری گسترده، پیامدهایی فراتر از مرزهای یک کشور خواهد داشت و خطا در محاسبه غلط همان سیلی محکمی خواهد بود که ممکن است یک ارتش مقتدر را به شکست تاریخی بکشد و این مسئله، محاسبات بسیاری از بازیگران مدعی دست برتر را محتاط ‌تر کرده است.در کنار همه این عوامل، نباید از وحدت آرمانی و انسجام ملی غافل شد.
تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده است که هرگاه جامعه در برابر تهدید خارجی، وحدت خود را باز یافته و از تهدید ها فرصت جدید برای عبور از موانع ساخته، محاسبات دشمن دچار اختلال شده است. برعکس، هرگونه سیاه نمایی و ضعیف نشان دادن اقتدار ملی، می‌تواند دشمن را به خطای محاسباتی سوق دهد. از این‌رو، حفظ انسجام، گفت‌وگوی عقلانی درون‌زا و پرهیز از افتادن در دام دوقطبی‌سازی‌های فرسایشی، یک ضرورت راهبردی است، نه صرفاً یک توصیه اخلاقی.
آنچه می‌تواند این منظومه پیچیده را با وعده های الهی به تعادل برساند، ترکیب سه عنصر است: ایمان آگاهانه، عقلانیت سیاسی و آمادگی همه‌جانبه. ایمان بدون عقلانیت، به احساس‌گرایی می‌انجامد و عقلانیت بدون ایمان، به محافظه‌کاری تهی از آرمانها. آمادگی دفاعی نیز، زمانی بازدارنده واقعی است که در کنار انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی قرار گیرد. در چنین چارچوبی است که جامعه می‌تواند با آرامش، بدون بزرگ‌نمایی تهدیدها و بدون غفلت از خطرات، مسیر خود را ادامه دهد و آینده را نه با ترس، بلکه با امیدی مبتنی بر تجربه، تدبیر و توکل بسازد.

حسن حمیدزاده

قائم مقام جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی

Add comment

Security code Refresh

Submit

تمامی حقوق محفوظ است.

امام خامنه ای امام خمینی
                 

 

 

Template Design:Dima Group